یک عده ای اسلام را فقط یک مساله فردی می دانستند و سیاست را از اسلام گرفتند؛ در حالیکه نبی مکرم اسلام در آغاز هجرت، وقتی که توانست خود را از دشواری های مکه نجات دهد، اولین کاری که کرد سیاسی بود. بنای جامعه اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی، تشکیل نظام اسلامی، نامه به سیاست مداران بزرگ عالم، ورود در عرصه سیاسی عظیم بشری آن روز، سیاست است. چطور می شود اسلام را از سیاست جدا کرد؟ چطور می شود سیاست را با دست هدایتی غیر از دست هدایت اسلام، معنا و تفسیر کرد و شکل داد؟ الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ. (سوره مبارکه حجر آیه 91) بعضی قرآن را تکه پاره می کنند. «یومن ببعض الکتاب و یکفر ببعض» به عبادت قرآن ایمان می آورند اما به سیاست قرآن ایمان نمی آورند.
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. (سوره مبارکه حدید آیه 25) قسط چیست؟ قسط یعنی استقرار عدالت اجتماعی در جامعه. چه کسی می تواند این کار را انجام دهد؟ تشکیل یک جامعه همراه با عدالت و قسط، یک کار سیاسی است. کار مدیران کشور است. این هدف انبیاست. نه فقط پیغمبر ما، بلکه عیسی، موسی و ابراهیم و همه پیغمبران الهی برای سیاست و برای تشکیل نظام سیاسی آمدند.
(بخشی از کتاب زیبای «انسان 250 ساله» برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری حفظهم الله)
هدف پیغمبر از هجرت به مدینه این بود که با محیط ظالمانه و طاغوتی و فاسد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی که آن روز در سر تا سر جهان حاکم بود، مبارزه کند و هدف فقط مبارزه با کفار مکه نبود. مساله یک مساله جهانی بود. پیامبر اکرم این هدف را دنبال می کرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد. با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه دل ها برسد. این جز با ایجاد یک نظام نمونه و الگو امکان پذیر نبود. لذا پیغمبر به مدینه آمد تا این نظام نمونه را به وجود آورد. اینکه چقدر بتوانند آن را ادامه دهند و بعدی ها چقدر بتوانند خودشان را به آن نزدیک کنند، بسته به همت آنهاست. پیغمبر نمونه را می سازد و به همه بشریت و تاریخ ارایه می کند.
نظامی که پیغمبر ساخت، شاخص های گوناگونی دارد که در بین آنها هفت شاخص از همه مهمتر و برجسته تر است؛
شاخص اول: ايمان و معنويت
شاخص دوم: قسط و عدل
شاخص سوم: علم و معرفت
شاخص چهارم: صفا و اخوت
شاخص پنجم: صلاح اخلاقي و رفتاري
شاخص ششم: اقتدار و عزت
شاخص هفتم: كار و حركت و پيشرفت دائمي
(بخشی از کتاب زیبای «انسان 250 ساله» برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری حفظهم الله)
اگر خداي نكرده دل من و شما از ايمان تهي شد، در حاليكه ظاهرمان، ظاهر ايماني است؛ پايبندي ها و دلبستگي هاي اعتقادي و ايماني را از دست داديم اما زبان ما همچنان همان حرف هاي ايماني را مي زند كه قبلأ مي زد؛ اين مي شود نفاق؛ اين خطرناك است. قرآن مي فرمايد: ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ (سوره مباركه روم آيه 10). آن كساني كه كار بد كردند، بدترين نصيبشان خواهد شد. آن بدترين چيست؟ تكذيب آيات الهي. در جاي ديگر مي فرمايد: فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ (سوره مباركه توبه آيه 77). آن كساني كه به اين وظيفه بزرگ انفاق در راه خدا عمل نكردند، چون با خدا خلف وعده كردند، در دلشان نفاق به وجود آمد. خطر بزرگ براي جامعه اسلامي اين است. هرجا هم كه شما در تاريخ مي بينيد جامعه اسلامي منحرف شده، از اينجا منحرف شده است. ممكن است دشمن خارجي بيايد، سركوب كند، شكست دهد و تار و مار كند، اما نمي تواند نابود كند. بالاخره ايمان مي ماند و در جايي سربلند مي كند و سبز مي شود. اما آنجايي كه اين لشكر دشمن دروني به انسان حمله كرد و درون انسان را تهي و خالي نمود، راه، منحرف خواهد شد. هرجا انحراف وجود دارد، منشأش اين است.
(بخشي از كتاب زيباي «انسان 250 ساله» برگرفته از سخنان مقام معظم رهبري حفظهم الله)
اگر قرآن مي فرمايد: الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ (سوره مباركه توبه آيه125) . منظور از الذين في قلوبهم مرض منافقين نيستند. البته عده اي از منافقين هم جز آنها هستند اما هر بيمار دلي جزو منافقين نيست؛ گاهي مومن است اما در دلش مرض هست. اين مرض چيست؟ ضعف هاي اخلاقي، شخصيتي، هوس راني و ميل به خودخواهي هاي گوناگون؛ كه اگر جلويش را نگيري و خودت با آنها مبارزه نكني، ايمان را از تو خواهد گرفت و تو را از درون پوك خواهد كرد. وقتي ايمان را از تو گرفت، دل تو بي ايمان و ظاهر تو با ايمان است؛ آن وقت اسم چنين كسي منافق است. (پس الذين في قلوبهم مرض در ابتدا منافق نيستند اما نتيجه درمان نكردن مرض قلبي ممكن است نفاق باشد.)
(بخشي از كتاب زيباي «انسان 250 ساله» برگرفته از سخنان مقام معظم رهبري حفظهم الله)












آخرین نظرات